سخن گفتن از شعر فروغ در حد بضاعت اندک من نیست.اما تلاشم این بود تا نیم نگاهی به نظرات او درباره نظام کلمات در زبان شعریش داشته باشیم.و  رمز ماندگــــــــاریش را در عرصه ی شعر فارسی را در کنار هم جستجو کــــنیم.

 فروغ از جمله شاعران نو پردازی است که به دنبــــال چیزی در دوره ی خــــــود و در دنیای پیرامونش بوده ، دوره ای که از لحاظ اجتماعی و فکری و آهنگ زندگی خصوصیات خــــاص خــــــــــــــود را دارد . او این خصوصیات را کشف و وارد شـــــعر خود کرده است . از این نظر کلــــمات برای او خیلی مهم اند و هر کلمه روحیه خاص خودش را دارد .

چنانچـه که خود در این بـــــــاره چنین گفته است : " به من چه تا به حال هیچ شاعر فارسی زبان مثلا کلمه ی " انفجار " را در شعر خود بکار نبرده است . من از صبح تا شب به هر طرف که نگاه می کنم می بینم چیزی دارد منفجر می شود . من وقتی می خواهم شعر بگویم دیگر به خودم که نمی توانم خیانت کنم . اگر دید ما دید امروزی باشد ، زبان هم کلمات خودش را پیدا می کند ... "

* واژه هایی که به نظر می رسد ، فروغ به آنها شناسنامه شعری داده است.

* واژه های تازه ای که احتمالا فروغ ساخته است.

* واژه هایی که دارای ترکیب های بدیع و تازه اند.

* برخی از واژ های عامیانه ای که در اشعار فروغ بکار رفته است.

* واژگانی که در آثار شاعر معنایی رمزی یا نمادین یافته و در واقع جزء واژگان فرهنگ شخصی و یا به اصطلاح ترمینو لوژی اوست.

 

در قدم اول در نگاهی به واژگان و ترکیبات شعری فروغ من یکــی از ماندگارترین شعر فروغ " ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" را انتخاب کردم که یکسال پس از مرگ فروغ توسط خواهرش پوران در مجموعه ی شعـری ای به همین نام منتشر شد. 

 

                        کلمات به ترتیب حروف الفباء دسته بندی شده است