تبليغاتX
ماهيچ ، مانگاه


 سیبی از شاخه فرو می افتد ...

یکشنبه سیزدهم آبان 1386

سیبی از شاخه فرو می افتد ...

آه

و تو ، از شاخه ی نورسی فرو افتادی و در رهگذر فریاد های باد زیر پای زمین محو شدی . کاش می توانستی با من حرف بزنی ! بگویی آن جا چه می کنی ، آیا باز هم می سرایی ؟ می خواهم بدانم چه زمانی از درون شکستی ، خرد شدی ، پاره پاره شدی ، روی خاک یا زیر خاک ، من که فکر می کنم تو آنجا هم داری می جوشی ، تو ، با نوری در سر و دستی چون خوشه ی انگور بر تاک ِ زندگی نشستی و سیراب نشده ، در جستجوی سراب رفتی و با زمین یکی شدی ، زمینی که هرگز سیر نمی شود ، رفتی شاید تکرار شوی . این جا شهابی شدی و آن جا درختی تا زیر سایه های تو ، کسانی بیارامند و برگ های لطیف شعر تو ، بر سرشان فرو می ریزد تا جوانه زنند .

 

راستی ، آیا آن چه در دل داشتی گفتی ؟ به آن جفتی که می گفتی کاملت خواهد کرد ، رسیدی ؟ تو کجا و ما زندگان زمان کجا ! آن گاه که تو زیر شاخه ی طوبا آرامیده ای ، در این جا مشعل های فروزان شعر تو روشن خواهد شد و به گرد آن ، همتایان تو خواهند رقصید . رقصی شادمانه و در خلسه ی تابش احساس تو خواهند سوخت ، سوختنی از شوق و جذبه و تو از زخم ها سوختی به قول آن جاودانه مرد : در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ، کاش روبروی هم می نشستیم و گفتگو می کردیم ، نه با صدا ، با سکوت ، با نگاه ،  با رنگ به رنگ شدن ها ، کاش اما می شد ! ... روزی که توست و صدای تو ، چون تنها صداست که می ماند . وجود نا آرام و سرکش و بند ناپذیر تو ، چه گونه توانست این همه را تحمل کند ! زیاده ، از جام وجود انسانی بود ، آن واژگونی ها ، بی تابی ها ، سراسیمه دویدن ها ، که درون پوسته ی سوخته ی تو مهار شده بود ، توانستی همه را ، واقعا توانستی بگویی ؟

 

 

                                                 ادامه ی مطلب 

 

 

                                                وزش ظلمت را می شنوی ؟

                                                در شب اکنون چیزی می گذرد

                                                ماه سرخ ست و مشوش

                                                باد ما را با خود خواهد برد

 

 




[ خانه | آرشيو | tpn126@yahoo.com ]

 



..::<-BlogTitle- >


صفحه نخست
tpn126@yahoo.com
آرشیو وبلاگ






..::نوشته های پیشین

دی 1388
آبان 1388
اردیبهشت 1387
آبان 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
آذر 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384


سير نگاهم تا اينجا


آرشیو

آنك منم با قامتي به بلندي فرياد

دستهایت را دوست می دارم

زندگینامه ... فروغ فرخزاد

نگاهي بر حقيقت اشعار فروغ فرخزاد ... تحلیلی بر اشعار ديوان شعري او

یادنامه های فروغ فرخزاد

نگاهی تحلیلی به نامه های فروغ فرخزاد به همسرش

لحظاتی پای صحبت های بتول وزیری ... مادر فروغ فرخزاد و پوران فرخزاد

گزیده ای از گفتگو ها و نامه های فروغ فرخزاد

چه كسي مي داند فروغ فرخزاد واقعا چه كسي بود ؟

گام به گام با تفسیر شعر فتح باغ

مرثیه هایی در سوگ فروغ فرخزاد

نگاهی به واژگان و ترکیبات شعری فروغ در : ... ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

من می ترسم

شناخت " فروغ فرخزاد " در رابطه با جامعه ايران

نگاهي تفسيري به تنها غزل فروغ فرخزاد

شكست نياز

تولد و مرگ

نگاهی به برسی آثار تولدی دیگر فروغ فرخزاد و بوف کور صادق هدایت

پیر مرگی چیست ؟

پدیده ای به نام فروغ

فروغ عروس خاک

 

..:: پنجره ي سايت هاي جالب

 

..::و غیره!




 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM






وبلاگ 
سهراب

www.foroogh.de

 زمستان




Designed by:
tpn126@yahoo.com

http://www.mahich.blogfa.com
©2004 All rights reserved by SHIVA

>